تبلیغات
" loop="-1" >
ای که مسئولی و میرانی سخن باغــــــــــــــــها نابود شد از بیخ و بن !!! ... یا خدا

بنی آدم اعضای یک پیکرند

سه شنبه 10 مرداد 1391 09:42

نویسنده : کرامت (کیومرث) نظری

بنی آدم اعضای یک پیکرند

معلم چو آمد، به ناگه کلاس؛
چو شهری فروخفته خاموش شد
سخن های ناگفته کودکان
به لب نارسیده فراموش شد

سكوت كلاس غم آلوده را
صدای درشت معلم شکست
ز جا احمدک جست و بند دلش
بدین بی خبر بانگ ناگه گسست

بیا احمدک، درس دیروز را
بخوان تا ببینم که سعدی چه گفت
ولی احمدک درس نا خوانده بود
به جز آنچه دیروز آنجا شنفت

عرق چون شتابان سرشک یتیم
خطوط خجالت به رویش نگاشت
لباس پر از وصله و ژنده اش
به روی تن لاغرش لرزه داشت

زبانش به لکنت بیفتاد و گفت،
بنی آدم اعضای یک پیکرند
وجودش به یکباره فریاد کرد،
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی بدرد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار


تو کز ، کز ،تو کز وای یادش نبود
جهان پیش چشمش سیه پوش شد
سرش را به سنگینی از روی شرم
بپائین بیفکند و خاموش شد

ز چشم معلم شراری جهید
نماینده آتش خشم او
درونش پر از نفرت و کینه گشت
غضب می درخشید درچشم او

چرا احمدِ کودنِ بی شعور،
معلم بگفتا به لحن گران
نخواند ی چنین درس سهل و روان ،
مگر چیست فرق تو با دیگران

عرق از جبین احمدک پاک کرد
خدایا چه می گوید آموزگار
نمی بیند آیا که دراین میان
بود فرق ما بین دار و ندار

به آهستگی احمد بی نوا
چنین زیر لب گفت با قلب چاک
که آنها به دامان مادر خوشند
و من بی وجودش نهم سر به خاک
به آنها جز از روی مهر و خوشی
نگفته کسی تا کنون یک سخن
ندارند کاری بجز خورد و خواب
به مال پدر تکیه دارند و من
من از روی اجبار و از ترس مرگ
کشیدم از آن درس بگذشته دست
کنم با پدر پینه دوزی و کار
ببین دست پر پینه ام شاهد است


سخن های او را معلم برید
هنوز او سخن های بسیار داشت
دلی بس ستم دیده و زار داشت
معلم بکوبید پا بر زمین،
که این پیک قلبی پر از کینه است

بمن چه که مادر زکف داده ای ؟
به من چه که دستت پر از پینه است
یکی پیش ناظم رود با شتاب
به همراه خود یک فلک آورد
نماید پر از پینه پاهای او
ز چوبی که بهر کتک آورد

دل احمد آزرده و ریش گشت
چو او این سخن از معلم شنفت
ز چشمان او کور سویی جهید
به یاد آمدش شعر سعدی و گفت
ببین ، یادم آمد، دمی صبر کن
تامل ، خدا را ، تامل ، دمی

تو کز محنت دیگران بی غمی

نشاید که نامت نهند آدمی!



آی مــــــــــردم
 نیازمندان را دریابیم
امیدوارم همه مون همیشه ودرهمه حال به فکر نیازمندان باشیم وچشم وهم چشمی
ما رو ازاین مسیر خارج نکنه...بگیم فلانی اینهمه مال ومنال وخونه وماشین داره وما هم خودمونو به آب وآتیش بزنیم که به اون برسیم ...آخه به چه قیمتی ...میخوایم به چی برسیم ...آدمی که نمیدونه چند دقیقه دیگه یا فردا ویا سال دیگه زنده ست چرا حرص بخوره برای مال بیشتر (خدانکنه که داشتن این مال بیشتر به قیمت زیر پا گذاشتن بیت المال ویا حق الناس باشه )...نهایتش یه زندگی خوب که شامل خونه وماشین و وسایل راحتی زندگی ویه پس انداز برا آینده فرزندان ...که البته بهترین پس انداز برا اونا در مرحله اول خوب وسالم بار آوردنشونه ...نذاریم نون غیر حلال سر سفره بیاد اگه به فکر فرزندانمون هستیم ...
 
به نظر من بهترین دارایی ومال ومنال برا همه ما موقعیه که بتونیم مشکلی از مشکلات
مردم بخصوص نیازمندان برطرف کنیم ولبخند شادی رو به لبهای اونها وفرزندانشون بنشونیم ...
بعضیا چند بار میرن سفرزیارتی و یا میخوان چند بار برن خونه خدا ...اگه هدف نزدیکی به خداست به نظر من خدا ازکمک کردن به نیاز مندان وشاد کردن دل اونا  بیشتر خوشحال میشه و اگه هم خیلی داشتی...یکبار بری ... خدا قبول میکنه ... اگه مال زیادی داری چراکمک به نیازمندان نمیکنی که شاید خیلیاشون دور ور خودت هستن...
 
دیشب گرسنه بود دختری که مرد!
آسان به خــاک پس دادیمش...
وهمسایه اش زیارتش قبول
دیشب از سفرمکه
برگشته بود
 
تا توانی درجهان همراه اهل درد باش
یا مبر نامی زمردی یا حقیقت مرد باش
التماس دعا
 
 
 
 


 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 19 فروردین 1393 10:29